پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۲

گر سری در محفل آن چهره گلناری کشد

در چمن از سرو بلبل خط بیزاری کشد

هر که از دون همتی چون شیشهٔ ساعت دمی

برتری بر چون خودی جوید نگونساری کشد

همچو مجنون منصب آزادی ارزانیش باد

آنکه پا در دامن دشت گرفتاری کشد

خامه از خط شعاع مهر سامان می دهد

گر مصور صورت آن جامه زرتاری کشد

آبرو را می کند گردآوری گرداب سان

پای تمکین آنکه در دامان خودداری کشد

جوهر آیینه را آسان تر از موی خمیر

چشم او با پنجهٔ مژگان عیاری کشد

دین و دل خواهند از جویا بهای بوسه ای

تا کجاها این کس از خوبان بازاری کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۴با زخم ما مباد کسی مرهمی کند
  2. شمارهٔ ۴۴۵دل از بس سوی رخسار تو باشد
  3. شمارهٔ ۴۴۶دل ز جانانه می تواند شد
  4. شمارهٔ ۴۴۷فکر جمعیت مرا خاطر پریشان می کند
  5. شمارهٔ ۴۴۸تپیدن‌ها در دل می‌زند دلدار می‌آید
  6. شمارهٔ ۴۴۹شب که از بیداد او دل بیخودی آهنگ بود
  7. شمارهٔ ۴۵۰جرأت می بین که مور ار بادهٔ بی غش زند
  8. شمارهٔ ۴۵۱به چشمم بی رخت مینا دل افسرده را ماند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.