پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۷

به مردن کی جدا عاشق از آن بی‌باک می‌گردد

غبار راه او باشد تنم چون خاک می‌گردد

چنان از بیم رسوایی به ضبط گریه مشغولم

که از آهم هوا تا آسمان نمناک می‌گردد

به صد رنگینی دل در شکنج طرهٔ مشکین

ترا سرهای پرخون زینت فتراک می‌گردد

دل غمناک گردد در چمن هر غنچه از رشکت

زلبخند تو برگ گل گریبان چاک می‌گردد

بود جان مرا پیوند دیگر با می گلگون

پس از مردن روانم آب پای تاک می‌گردد

بود شمع شعور از آتش خلوتگه دل‌ها

چراغ این شبستان شعلهٔ ادراک می‌گردد

چو سرمستانه جویا پا نهم در عرصهٔ محشر

به دستم نامهٔ اعمال برگ تاک می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۹چنان در سینه آتش عشق آن مست هوس ریزد
  2. شمارهٔ ۴۴۰کمندانداز شوخی همچو آن گیسو نمی‌باشد
  3. شمارهٔ ۴۴۱بی قراران ترا تا خلعت جان داده اند
  4. شمارهٔ ۴۴۲گر سری در محفل آن چهره گلناری کشد
  5. شمارهٔ ۴۴۳چه کارم بی گل روی تو گلزار جهان آید
  6. شمارهٔ ۴۴۴با زخم ما مباد کسی مرهمی کند
  7. شمارهٔ ۴۴۵دل از بس سوی رخسار تو باشد
  8. شمارهٔ ۴۴۶دل ز جانانه می تواند شد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.