پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۴

نازنینان را شکوه حسن با تمکین کند

جوش زینت در پرش طاؤس را رنگین کند

پیرتر هر چند گردد خصم دشمن تر شود

حلقه گردیدن کمان را بیشتر زورین کند

چشم لیلی از نگه سازی حباب باده را

عکس لعلین موج صهبا را لب شیرین کند

هر سحرگه کز صفا عالم شود آیینه دار

چون رگ گل عکس می موج هوا رنگین کند

بی بهار جلوه اش جویا فضای دشت را

فیض گلریزان اشکم دامن گلچین کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۶باطنم را روشنی از عشق بی اندازه شد
  2. شمارهٔ ۴۳۷به مردن کی جدا عاشق از آن بی‌باک می‌گردد
  3. شمارهٔ ۴۳۸چنان از اضطرابم خوش دل آن خودکام می گردد
  4. شمارهٔ ۴۳۹چنان در سینه آتش عشق آن مست هوس ریزد
  5. شمارهٔ ۴۴۰کمندانداز شوخی همچو آن گیسو نمی‌باشد
  6. شمارهٔ ۴۴۱بی قراران ترا تا خلعت جان داده اند
  7. شمارهٔ ۴۴۲گر سری در محفل آن چهره گلناری کشد
  8. شمارهٔ ۴۴۳چه کارم بی گل روی تو گلزار جهان آید
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.