پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۳

آنچه با دل چشم آن ترک ستمگر می کند

نامسلمانم اگر کافر به کافر می کند

با هوای نفس کی آرام دل حاصل شود

اضطراب بحر را صرصر فزونتر می کند

گشته ام هم بزم بی باکی که از شوخی مدام

عاشقان را خون به دل چون می بساغر می کند

در کمین صید مطلب تا به کی خواهد نشست

دام ازین راه است دایم خاک بر سر می کند

این جواب آن غزل جویا که بینش گفته است

نامه ام را پاره چون بال کبوتر می کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۵هر گه پی بیداد غمت چنگ برآورد
  2. شمارهٔ ۴۳۶باطنم را روشنی از عشق بی اندازه شد
  3. شمارهٔ ۴۳۷به مردن کی جدا عاشق از آن بی‌باک می‌گردد
  4. شمارهٔ ۴۳۸چنان از اضطرابم خوش دل آن خودکام می گردد
  5. شمارهٔ ۴۳۹چنان در سینه آتش عشق آن مست هوس ریزد
  6. شمارهٔ ۴۴۰کمندانداز شوخی همچو آن گیسو نمی‌باشد
  7. شمارهٔ ۴۴۱بی قراران ترا تا خلعت جان داده اند
  8. شمارهٔ ۴۴۲گر سری در محفل آن چهره گلناری کشد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.