پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۲

روبرو گردد چو با آیینهٔ شرمین می شود

شوخ من چون گل بیک پیمانه رنگین می شود

روز عاشق تیره زآن گیسوی پرچین می شود

خواب سخت از طول این افسانه سنگین می شود

خون خود ریزد گلستان بی بهار جلوه اش

پنجهٔ گل دور از آنرو دست گلچین می شود

زینت هنگامهٔ ناز از نیاز عاشقست

بزمش از پرواز رنگ ما به آیین می شود

دلبری را شوخیی در ضمن تمکین لازم است

با تبسم ناز چون آمیخت رنگین می شود

گر شوم جویا به باد زلف او پیمانه نوش

ساغر می در کفم چون نافه مشکین می شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۴نازنینان را شکوه حسن با تمکین کند
  2. شمارهٔ ۴۳۵هر گه پی بیداد غمت چنگ برآورد
  3. شمارهٔ ۴۳۶باطنم را روشنی از عشق بی اندازه شد
  4. شمارهٔ ۴۳۷به مردن کی جدا عاشق از آن بی‌باک می‌گردد
  5. شمارهٔ ۴۳۸چنان از اضطرابم خوش دل آن خودکام می گردد
  6. شمارهٔ ۴۳۹چنان در سینه آتش عشق آن مست هوس ریزد
  7. شمارهٔ ۴۴۰کمندانداز شوخی همچو آن گیسو نمی‌باشد
  8. شمارهٔ ۴۴۱بی قراران ترا تا خلعت جان داده اند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.