پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۰

نوبهار آمد و گلزار صفایی دارد

چمن از بلبل و گل برگ و نوایی دارد

رونق خانهٔ دل اشکی و آهی کافی است

خلوت ما چو حباب آب و هوایی دارد

هر شب از سینه سراسیمه دود از پی آه

در ره شوق تو دل راهنمایی دارد

نسبتی با نمک خال و خط یارش نیست

بیش ازین نیست که خورشید صفایی دارد

از حریم حرم حضرت دل می باید

آه ما سوختگان راه به جایی دارد

پیچ و تاب کمر و شوخی رفتار تو کو

سرو بیچاره همین قد رسایی دارد

چشم دارم که به تاراج هوسها نرود

گوشهٔ خلوت دل خانه خدایی دارد

صبر کن صبر که فریادرست دریابد

زانکه جویا لب خاموش ندایی ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۲روبرو گردد چو با آیینهٔ شرمین می شود
  2. شمارهٔ ۴۳۳آنچه با دل چشم آن ترک ستمگر می کند
  3. شمارهٔ ۴۳۴نازنینان را شکوه حسن با تمکین کند
  4. شمارهٔ ۴۳۵هر گه پی بیداد غمت چنگ برآورد
  5. شمارهٔ ۴۳۶باطنم را روشنی از عشق بی اندازه شد
  6. شمارهٔ ۴۳۷به مردن کی جدا عاشق از آن بی‌باک می‌گردد
  7. شمارهٔ ۴۳۸چنان از اضطرابم خوش دل آن خودکام می گردد
  8. شمارهٔ ۴۳۹چنان در سینه آتش عشق آن مست هوس ریزد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.