پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۸

دل از ازل چو غنچه گریبان دریده بود

با چاک پیرهن گل صبحم دمیده بود

می آید از طپیدنش آواز پای او

در موج اضطراب دلم آرمیده بود

بر پای نخل قامت وحشت خوبان نثار کرد

گلهای لخت دل که به دامان دیده بود

تا انتهای وادی وحشت رسیده است

چشمت که از سیاهی مژگان رمیده بود

دور از غبار کوی تو جویا ز جوش درد

چون برگ گل به خون دل طپیده بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۰نوبهار آمد و گلزار صفایی دارد
  2. شمارهٔ ۴۳۱هر موج خون به سینه مرا تیغ کین زند
  3. شمارهٔ ۴۳۲روبرو گردد چو با آیینهٔ شرمین می شود
  4. شمارهٔ ۴۳۳آنچه با دل چشم آن ترک ستمگر می کند
  5. شمارهٔ ۴۳۴نازنینان را شکوه حسن با تمکین کند
  6. شمارهٔ ۴۳۵هر گه پی بیداد غمت چنگ برآورد
  7. شمارهٔ ۴۳۶باطنم را روشنی از عشق بی اندازه شد
  8. شمارهٔ ۴۳۷به مردن کی جدا عاشق از آن بی‌باک می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.