پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۷

آینه بی یاری سیماب بی حاصل بود

پشت بان حیرت چشم اضطراب دل بود

می رود از بس جوانی زودگویی با خزان

چون گل رعنا بهار ما به یک محمل بود

در زمین دل که هست آب و هوایش اشک و آه

هر قدر تخم امل کارند بی حاصل بود

بر زبان حیرت حسرت نصیبان وصال

خان و مال بر باده ده از نامهای دل بود

دل اسیر محبس تکلیف باشد تا به کی

هر که جویا پیرو مجنون شود عاقل بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۹در وسعتگه مشرب به رخم واکردند
  2. شمارهٔ ۴۳۰نوبهار آمد و گلزار صفایی دارد
  3. شمارهٔ ۴۳۱هر موج خون به سینه مرا تیغ کین زند
  4. شمارهٔ ۴۳۲روبرو گردد چو با آیینهٔ شرمین می شود
  5. شمارهٔ ۴۳۳آنچه با دل چشم آن ترک ستمگر می کند
  6. شمارهٔ ۴۳۴نازنینان را شکوه حسن با تمکین کند
  7. شمارهٔ ۴۳۵هر گه پی بیداد غمت چنگ برآورد
  8. شمارهٔ ۴۳۶باطنم را روشنی از عشق بی اندازه شد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.