پرش به محتوای اصلی
جیحون یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۲

شرف دهد چو نگارین من دبستان را

کشد ز رشک دبستان هزار بستان را

ببین به طره و لعلش اگر ندیدستی

به دست اهرمنی خاتم سلیمان را

به جز تعلق رنگین رخش به مشکین زلف

چنین علاقه کم افتد به کفر ایمان را

مرا تصور چهرش کجا دهد تسکین

که تشنگی نبرد وصف آب عطشان را

گشاده دست تطاول به روی او تا زلف

ز رهزنی به قفا بسته دست شیطان را

مرا که بی‌دل و دینم ز زلف او چه هراس

که نیست وحشت خاطر ز دزد عریان را

به دامن شب زلفش نمی‌رسد چون دست

سزد چو صبح اگر بر درم گریبان را

مگر به گندم از آن خال جلوه دید آدم

که خود به نیم‌جو انگاشت باغِ رضوان را

مرا که در رمضان هم ز چشم او مستی است

چرا به بدرقه پویم به باده شعبان را

همی چو زلف تو افتادگی کند جیحون

گدا نگر که پی همسری‌ست سلطان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴مطرب از وصف لبت تا که بیانی دارد
  2. شمارهٔ ۵هی سر زلف خون آن شوخ پری زاده زند
  3. شمارهٔ ۶چشمت به تیر غمزه دلم را نشانه کرد
  4. شمارهٔ ۷دلت آن به که به هم چشمی چشم تو نکوشد
  5. شمارهٔ ۸ای ماه گلت را مگر از زهره سرشتند
  6. شمارهٔ ۹کیست آن لعبت مغرور که رعناست زبس
  7. شمارهٔ ۱۰آنکه عشاق بود بنده رخسار بدیعش
  8. شمارهٔ ۱۱دوش در خواب همی خنجر جانان دیدم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جیحون یزدی

میرزا محمد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاج‌الشعرا» و متخلص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ قمری در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ قمری در کرمان) یکی از شاعران مشهور یزدی دوره قاجار بود. وى تحصیلات متداول را در زادگاهش یزد گذراند اما ترک وطن کرد و چندى در ایران، هندوستان و اسلامبول به اقامت داشت. وی سرانجام در کرمان اقامت گزید و د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.