پرش به محتوای اصلی
جیحون یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۹

کیست آن لعبت مغرور که رعناست زبس

همه کس را سر او هست و درونی سرکس

من برآنم که ره عشق تو گیرم در پیش

گر بدانم که دو صد غالیه دارد در پس

یار اگر نیست وفادار چه فرق از اغیار

باغ اگر نیست طربزا چه تفاوت زقفس

چند گوئی نفسی باش زمعشوق صبور

کی بعشاق بود دور زمعشوق نفس

بر رخ صافی تو رنگ بماند زنگاه

برتن نازک تو خاز خلد از اطلس

تا دلم عاشق رخسار توشد نشناسم

بند از پند و نشاط ازغم و نسرین از خس

همه را گر هوس از تست مرا عشق ازتست

چکنم طفلی و نشنا خته عشق و هوس

بلعجب بین که چو زد شمع توام شعله بجان

رود از دیده جیحون همه دم رود ارس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱دوش در خواب همی خنجر جانان دیدم
  2. شمارهٔ ۱۲تسکین خاطر آورد آن روی مهوشم
  3. شمارهٔ ۱۳کی دست ز دامنت بدارم
  4. شمارهٔ ۱۴شیخ محرم شو وز آن مغبچه پیمانه بزن
  5. شمارهٔ ۱۵رخ ندانم که بود نازک و سیمین‌تر از این
  6. شمارهٔ ۱۶ای ترک جفاپیشه لختی به وفا دم زن
  7. شمارهٔ ۱۷ای ورق عشق تو دفتر آیین من
  8. شمارهٔ ۱۸نبود به میگساری عیبی به غیر مستی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جیحون یزدی

میرزا محمد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاج‌الشعرا» و متخلص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ قمری در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ قمری در کرمان) یکی از شاعران مشهور یزدی دوره قاجار بود. وى تحصیلات متداول را در زادگاهش یزد گذراند اما ترک وطن کرد و چندى در ایران، هندوستان و اسلامبول به اقامت داشت. وی سرانجام در کرمان اقامت گزید و د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.