پرش به محتوای اصلی
جیحون یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

دوش در خواب همی خنجر جانان دیدم

تشنه خوابیدم و سرچشمه حیوان دیدم

چو هلالیست به خورشید جمالت ابرو

که کمالش همه پیوسته به نقصان دیدم

راستی از ذَقَنت عاقبتم پشت خمید

وه که از گوی تو من لطمه چوگان دیدم

رُست از خاتم لعل تو خط و اگه باش

کاندرین مور سر ملک سلیمان دیدم

که به یعقوب دهد مژه یوسف را باز

که منش زنده در آن چاه زنخدان دیدم

زد گریبان مرا چاک و دل از سینه ربود

آن نکو سینه کزان چاک گریبان دیدم

در چمن کرد چو خط رخش جیحون وصف

عرق از شرم بروی گل و ریحان دیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳کی دست ز دامنت بدارم
  2. شمارهٔ ۱۴شیخ محرم شو وز آن مغبچه پیمانه بزن
  3. شمارهٔ ۱۵رخ ندانم که بود نازک و سیمین‌تر از این
  4. شمارهٔ ۱۶ای ترک جفاپیشه لختی به وفا دم زن
  5. شمارهٔ ۱۷ای ورق عشق تو دفتر آیین من
  6. شمارهٔ ۱۸نبود به میگساری عیبی به غیر مستی
  7. شمارهٔ ۱۹گرچه ز دشمنی همی درپی کشتن منی
  8. شمارهٔ ۲۰بر بوی آن دلارام طبعم گرفته خوئی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جیحون یزدی

میرزا محمد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاج‌الشعرا» و متخلص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ قمری در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ قمری در کرمان) یکی از شاعران مشهور یزدی دوره قاجار بود. وى تحصیلات متداول را در زادگاهش یزد گذراند اما ترک وطن کرد و چندى در ایران، هندوستان و اسلامبول به اقامت داشت. وی سرانجام در کرمان اقامت گزید و د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.