پرش به محتوای اصلی
جیحون یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

بر بوی آن دلارام طبعم گرفته خوئی

کز خیل ماهرویان من قانعم ببوئی

ای شانه از دو زلفش چنگ هوس رها کن

کاینجاست عمر عشاق بسته بتار موئی

زین سان که شکل قدّت در چشم من نشسته

هرگز چنین نخیزد سروی کنار جوئی

صد تن بکوی خَمّار شد خاک از قدح خوار

تا قرعهٔ سعادت سازد که را سبوئی

با آفتاب رویت ماه چهارده تافت

بنگر ز سست عقلی دارد چه سخت روئی

جز من که می‌تواند بوست بجان خریدن

کاین لقمه از بزرگی گیرد به هر گلوئی

اندر شبان تاریک جیحون دو چیز خواهد

هم روی ماهتابی هم ماهتاب روئی

درباره‌ی جیحون یزدی

میرزا محمد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاج‌الشعرا» و متخلص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ قمری در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ قمری در کرمان) یکی از شاعران مشهور یزدی دوره قاجار بود. وى تحصیلات متداول را در زادگاهش یزد گذراند اما ترک وطن کرد و چندى در ایران، هندوستان و اسلامبول به اقامت داشت. وی سرانجام در کرمان اقامت گزید و د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.