پرش به محتوای اصلی
جیحون یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

ای ورق عشق تو دفتر آیین من

موی تو و روی تو کفر من و دین من

تا بودم در نظرت قامت تو جلوه‌گر

نیست به سرو سهی الفت و تمکین من

خانه بر انداختن شیوهٔ هر روز تو

جان به تو پرداختن پیشهٔ دیرین من

شام سیاه فراق به شود از صبح عید

گر تو درائی چو شمع بر سر بالین من

حسن تو زین سان که ساخت مشتعلم ز اشتیاق

بحر نخواهد نمود چارهٔ تسکین من

پیکر فرهاد را زنده توان ساختن

گر به مزارش برند قصهٔ شیرین من

حالت جیحون ربود مهوش ملکزاده برد

وصف خطت چون نگاشت خامهٔ مشکین من

شاه نکورخ رفیع آنکه ز الطاف وی

پادشهان ماند مات بنزد فرزین من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹گرچه ز دشمنی همی درپی کشتن منی
  2. شمارهٔ ۲۰بر بوی آن دلارام طبعم گرفته خوئی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جیحون یزدی

میرزا محمد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاج‌الشعرا» و متخلص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ قمری در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ قمری در کرمان) یکی از شاعران مشهور یزدی دوره قاجار بود. وى تحصیلات متداول را در زادگاهش یزد گذراند اما ترک وطن کرد و چندى در ایران، هندوستان و اسلامبول به اقامت داشت. وی سرانجام در کرمان اقامت گزید و د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.