پرش به محتوای اصلی
جیحون یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

شیخ محرم شو وز آن مغبچه پیمانه بزن

سخن از حور مگو ساغر مردانه بزن

ای بت سیم‌بدن چشم مپوش از دل من

گنجی از سیمی و خرگاه به ویرانه بزن

گر پریشانی جمعیت ما می‌طلبی

جان من در شکن زلف دوتا شانه بزن

چون ز صورت سوی معنی بتوان بردن پی

زاهد از صومعه چندی درِ بتخانه بزن

گر تو را در حرم سینه سزد مهر نگار

دست بر سینهٔ هر محرم و بیگانه بزن

خواهی ار حضرت جیحون سخنت جان بخشد

مَثَل از بوسهٔ لعل لب جانانه بزن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶ای ترک جفاپیشه لختی به وفا دم زن
  2. شمارهٔ ۱۷ای ورق عشق تو دفتر آیین من
  3. شمارهٔ ۱۸نبود به میگساری عیبی به غیر مستی
  4. شمارهٔ ۱۹گرچه ز دشمنی همی درپی کشتن منی
  5. شمارهٔ ۲۰بر بوی آن دلارام طبعم گرفته خوئی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جیحون یزدی

میرزا محمد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاج‌الشعرا» و متخلص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ قمری در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ قمری در کرمان) یکی از شاعران مشهور یزدی دوره قاجار بود. وى تحصیلات متداول را در زادگاهش یزد گذراند اما ترک وطن کرد و چندى در ایران، هندوستان و اسلامبول به اقامت داشت. وی سرانجام در کرمان اقامت گزید و د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.