پرش به محتوای اصلی
جیحون یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۶

چشمت به تیر غمزه دلم را نشانه کرد

این لطف هم که کرد بمستی بهانه کرد

زاهد حدیث حور کند ای پسر می آر

مردانگی نداشت خیالی زنانه کرد

از پیر میفروش کرامت عجب مدار

عمری بصدق خدمت این آستانه کرد

گر دین و دل بگندم خالت دهم چه باک

آدم بهشت بر سراین گونه دانه کرد

دیشب حکایت از سر زلفت نمود دل

شب را دراز دید و هوای فسانه کرد

دردا که پیکهای مرا حسن آن نگار

دیوانه کرد و باز بسویم روانه کرد

نقش رخ تو از دل جیحون نمیرود

این طرفه آتشی است که درآب خانه کرد

آفاق را چو کلک ملکزاده مشک بیخت

هرگه شکنج زلف ترا باد شانه کرد

چشم چراغ داد محمد رفیع راد

کز نظم خویش حلقه به گوش زمانه کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸ای ماه گلت را مگر از زهره سرشتند
  2. شمارهٔ ۹کیست آن لعبت مغرور که رعناست زبس
  3. شمارهٔ ۱۰آنکه عشاق بود بنده رخسار بدیعش
  4. شمارهٔ ۱۱دوش در خواب همی خنجر جانان دیدم
  5. شمارهٔ ۱۲تسکین خاطر آورد آن روی مهوشم
  6. شمارهٔ ۱۳کی دست ز دامنت بدارم
  7. شمارهٔ ۱۴شیخ محرم شو وز آن مغبچه پیمانه بزن
  8. شمارهٔ ۱۵رخ ندانم که بود نازک و سیمین‌تر از این
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جیحون یزدی

میرزا محمد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاج‌الشعرا» و متخلص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ قمری در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ قمری در کرمان) یکی از شاعران مشهور یزدی دوره قاجار بود. وى تحصیلات متداول را در زادگاهش یزد گذراند اما ترک وطن کرد و چندى در ایران، هندوستان و اسلامبول به اقامت داشت. وی سرانجام در کرمان اقامت گزید و د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.