پرش به محتوای اصلی
جیحون یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۳

هر شبی کآن پسر از مهر به تمکین من است

سرو در بستر و خورشید به بالین من است

هر که دید اشک مرا خواست ببیند رخ او

ماه را بین که غرامت‌کش پروین من است

عشقبازی به خم طُرّهٔ سیمین‌ذقنان

گرچه کفر است ولیکن چه کنم دین من است

تا فتاده است مرا از لب تو شور به سر

همه جا وصف سخن گفتن شیرین من است

حور طوبی قد اگر خواندمت ای شوخ مرنج

این قصور از طرف پستی تخمین من است

دزد اگر زلف تو و حاکم اگر مفتی شهر

آنچه مانَد به کمند این دل مسکین من است

نه عجب خواست ز جیحون غزل ار مجدالملک

که خداوند سخن خامهٔ مشکین من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵هی سر زلف خون آن شوخ پری زاده زند
  2. شمارهٔ ۶چشمت به تیر غمزه دلم را نشانه کرد
  3. شمارهٔ ۷دلت آن به که به هم چشمی چشم تو نکوشد
  4. شمارهٔ ۸ای ماه گلت را مگر از زهره سرشتند
  5. شمارهٔ ۹کیست آن لعبت مغرور که رعناست زبس
  6. شمارهٔ ۱۰آنکه عشاق بود بنده رخسار بدیعش
  7. شمارهٔ ۱۱دوش در خواب همی خنجر جانان دیدم
  8. شمارهٔ ۱۲تسکین خاطر آورد آن روی مهوشم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جیحون یزدی

میرزا محمد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاج‌الشعرا» و متخلص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ قمری در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ قمری در کرمان) یکی از شاعران مشهور یزدی دوره قاجار بود. وى تحصیلات متداول را در زادگاهش یزد گذراند اما ترک وطن کرد و چندى در ایران، هندوستان و اسلامبول به اقامت داشت. وی سرانجام در کرمان اقامت گزید و د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.