پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

سرود مجلس درد است آه و ناله ما

حباب خون جگر لاله گون پیاله ما

به بزم وصل چو شمعیم با تو چرب زبان

به روغن است فتاده ز تو نواله ما

به باغ چند تماشای سرو و لاله کنیم

قد تو سرو بس و عارض تو لاله ما

فسرده بر رخ ما اشکهاست از دم سرد

مباد آفت برگ گل تو ژاله ما

به گرد کعبه چه گردیم چون نشد ز ازل

بجز حوالی دیر مغان حواله ما

کهن قباله رندیست دلق ما که زدند

ز داغ جرعه بتان مهر بر قباله ما

به پیش نظم تو جامی ز نثر خود خجلیم

ز نوک کلک تو یک حرف و صد رساله ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰نکرده قید غزالی گره گشایی ما
  2. شمارهٔ ۴۱غم نیست کافتد از تن فرسوده سر جدا
  3. شمارهٔ ۴۲کجاست منزلت ای گنج دیریاب کجا
  4. شمارهٔ ۴۳خوش آن منزل که ماهی باشد آنجا
  5. شمارهٔ ۴۴مرا هر لحظه زخمی بر دل از پیکان او بادا
  6. شمارهٔ ۴۵ز چیست تفرقه مولوی ز جمع کتب
  7. شمارهٔ ۴۶بود پاک از رنگها بی شیشه نور آفتاب
  8. شمارهٔ ۴۷بده به رسم صبوح ای حریف جام شراب
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.