پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

ز چیست تفرقه مولوی ز جمع کتب

چه بود جمع کتب چون نکرد رفع حجب

چو هست هر ورقی زان کتب حجاب دگر

به چشم ما حجب تو به توست آن نه کتب

به مصر عشق و محبت کجا عزیز شوی

نرسته یوسف جان تو از غیابه جب

جمال عشق نهان است زیر پرده غیب

و ما سواه علی وجه الجمیل نقب

به عشق کوش چو عارف شدی به سر جمال

که عارفان همه لبند و عاشقان لب لب

طلب مکن خبر بحر و بحریان از من

که در ربود مرا موج خیز لجه حب

معاد جان تو جامی ز صورت و معنی

بغیر عشق نباشد فعد الیه وتب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷بده به رسم صبوح ای حریف جام شراب
  2. شمارهٔ ۴۸ابر تنک زند به زمین نرم نرم آب
  3. شمارهٔ ۴۹فی ایمن الزمان اتی احسن الکتاب
  4. شمارهٔ ۵۰گرم رسد ز زنخدان تو هزار آسیب
  5. شمارهٔ ۵۱عن وصفک ضاقت العبارات
  6. شمارهٔ ۵۲ای دو گیسوت شب قدر و برات
  7. شمارهٔ ۵۳ساقیا چند ذکر موت و حیات
  8. شمارهٔ ۵۴زهی عشق تو را بر کفرو دین پشت
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.