پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

زهی عشق تو را بر کفرو دین پشت

رخت آتش زده بر جان زردشت

بود روشن ز رخسار و جبینت

که تو خورشید و ماهی پشت بر پشت

به وصف زلف تو کرده دبیران

سیاهی و قلم زانگشت و انگشت

به افسون باز نتوان رستن از عشق

نشاید مشعل صبح از نفس کشت

به آن غمزه مشو جامی مقابل

مزن با آن درفش از سادگی مشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶ما رند و عاشقیم و نظرباز و می پرست
  2. شمارهٔ ۵۷گنج جمالی و کاینات خرابت
  3. شمارهٔ ۵۸پیش ازان دم که قلم نقش کند حرف نخست
  4. شمارهٔ ۵۹گدای کوی خرابات پل برهنه چراست
  5. شمارهٔ ۶۰گفتم به قامتت ز کجی خوشتر است راست
  6. شمارهٔ ۶۱بی جمالت صوت مطرب مایه درد و غم است
  7. شمارهٔ ۶۲چشم منی بر همه کس روشن است
  8. شمارهٔ ۶۳رخت روز طرب را بامداد است
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.