پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

ساقیا چند ذکر موت و حیات

باده در ده که کل آت آت

سیآت من است هستی من

حسناتم ازان خلاص و نجات

چند جامم بده پی اندر پی

اذهب السیئات بالحسنات

پیش خم میم به سجده درآر

که نمازاست افضل الحرکات

دهنم را ز غیر باده ببند

که صیام است احسن السکنات

واقفم کن به کنج دیر که حج

لیس الا الوقوف بالعرفات

تا به کی بانگ هی هی ای صوفی

می دهد بوی دوری از هیهات

نامدی هرگز از جهات برون

کی خبر یابی از برون جهات

در میخانه جات شد جامی

نلت والله ارفع الدرجات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵یا انیس القلوب فی الخلوات
  2. شمارهٔ ۵۶ما رند و عاشقیم و نظرباز و می پرست
  3. شمارهٔ ۵۷گنج جمالی و کاینات خرابت
  4. شمارهٔ ۵۸پیش ازان دم که قلم نقش کند حرف نخست
  5. شمارهٔ ۵۹گدای کوی خرابات پل برهنه چراست
  6. شمارهٔ ۶۰گفتم به قامتت ز کجی خوشتر است راست
  7. شمارهٔ ۶۱بی جمالت صوت مطرب مایه درد و غم است
  8. شمارهٔ ۶۲چشم منی بر همه کس روشن است
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.