پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

چشم منی بر همه کس روشن است

خانه تو خانه چشم من است

سینه ز تو روزن و چشم دلم

بهر تماشای تو بر روزن است

دل به درت محرم و جان نیز هم

محنت هجر تو همه بر تن است

زاد دو صد غم شب هجر توام

راست بود آنکه شب آبستن است

سوخته هجر تو و کنج غم

زاویه گلخنیان گلخن است

زآتش تو خرمن خوبان بسوخت

خال تو یک دانه ازان خرمن است

قاعده عشق ز جامی طلب

زانکه درین مسئله صاحب فن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴بیا که دل ز غمت خون و دیده پر خون است
  2. شمارهٔ ۶۵گوهر عشق تو را دل صدف است
  3. شمارهٔ ۶۶آنچه در عشق توأم دمبدم است
  4. شمارهٔ ۶۷دلم رابا کس آرامی نمانده ست
  5. شمارهٔ ۶۸خانه دل خراب کرده توست
  6. شمارهٔ ۶۹لاله بین در بیستون چون غرق خون افتاده است
  7. شمارهٔ ۷۰مشکین خطی که روز رخش را شب آمده ست
  8. شمارهٔ ۷۱طره عنوان جمال تو چو جیم افتاده ست
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.