پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

خانه دل خراب کرده توست

چشمه جان سراب کرده توست

خورد را چشم او ندیده به خواب

هر که بی خورد و خواب کرده توست

زاشک نومیدی و نم حسرت

دیده تر پر آب کرده توست

گرچه مویم سفید گشت چو شیر

چهره از خون خضاب کرده توست

تا تو رند و شرابخواره شدی

دل خلقی کباب کرده توست

چشم گریان من ز عکس لبت

ساغر پر شراب کرده توست

جامی و شعر خوش توو دشنام

شعرهایش جواب کرده توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰مشکین خطی که روز رخش را شب آمده ست
  2. شمارهٔ ۷۱طره عنوان جمال تو چو جیم افتاده ست
  3. شمارهٔ ۷۲جانم از عشق تو در ورطه بیم افتاده ست
  4. شمارهٔ ۷۳ساقی بیا که قصر بقا در تزلزل است
  5. شمارهٔ ۷۴این همه خونخواریم زان نرگس خونخواره چیست
  6. شمارهٔ ۷۵بی تو شبم را اثر روز نیست
  7. شمارهٔ ۷۶زبان در دهان ترجمان دل است
  8. شمارهٔ ۷۷دل خطت را رقم صنع الهی دانست
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.