پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

ساقی بیا که قصر بقا در تزلزل است

درده شراب لعل چه جای تعلل است

گر دور جام می به تسلسل کشد رواست

بررغم آن که منکر دور و تسلسل است

داری هوای میکده ترک سبب بگوی

زاد طریق اهل ارادت توکل است

کردند شرح عشق حریفان ولی هنوز

این سر سر به مهر محل تأمل است

آگاهی از کماهی حالات عاشقان

باما جفای تو نه ز جهل از تجاهل است

صوفی که ذوق عشق تو می آردش به رقص

مستیست کز سرایت می در تمایل است

جامی کند تحمل هر رنج و غم ولی

در محنت فراق تو بس بی تحمل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵بی تو شبم را اثر روز نیست
  2. شمارهٔ ۷۶زبان در دهان ترجمان دل است
  3. شمارهٔ ۷۷دل خطت را رقم صنع الهی دانست
  4. شمارهٔ ۷۸ساقی ما که دی به کف می داشت
  5. شمارهٔ ۷۹طوبی که به سدره سربلند است
  6. شمارهٔ ۸۰پشتم از بار بلا خم شده است
  7. شمارهٔ ۸۱دولتم نیست که باشم به سخن دمسازت
  8. شمارهٔ ۸۲بر لبم آهی نمی آید که دودآمیز نیست
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.