پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

پشتم از بار بلا خم شده است

قوسی از دایره غم شده است

بس که گریم صف ارباب طرب

گرد من حلقه ماتم شده است

کوی تو تا حرم اهل صفاست

چشم من چشمه زمزم شده است

در ضعیفی نیم از مویی کم

چون من از ضعف کسی کم شده است

نیست بر خشک لبان رحم تو را

چشمه لطف تو بی نم شده است

شحنه در سلک سگانت جا کرد

سفله را بین چه معظم شده است

جامی از سلک سگانت مجروم

با رقیبان تو همدم شده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲بر لبم آهی نمی آید که دودآمیز نیست
  2. شمارهٔ ۸۳به کوی عزلتم ویرانه ای هست
  3. شمارهٔ ۸۴غنچه همچون دهان تنگ تو نیست
  4. شمارهٔ ۸۵از تو بر دل‌ها کمین‌ها نیک نیست
  5. شمارهٔ ۸۶ای که سلطان خیالت کرده در جان منزل است
  6. شمارهٔ ۸۷زآهم آتش به خانه افتاده ست
  7. شمارهٔ ۸۸تو را ز دوست بگویم حکایت بی پوست
  8. شمارهٔ ۸۹زهی به نسخ گل آورده خط بناگوشت
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.