پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

غنچه همچون دهان تنگ تو نیست

گل چو رخسار لاله رنگ تو نیست

سینه ام را به غمزه ریش مکن

کین هدف لایق خدنگ تو نیست

جنگ تو صلح با رقیبان است

هیچ عاشق حریف جنگ تو نیست

تا به سنگ ستم گشادی دست

نیست دستی که زیر سنگ تو نیست

چون کنی قصد قتل منتظران

هیچ تعجیل چون درنگ تو نیست

با سگان تو نانشستن ما

جز مراعات نام و ننگ تو نیست

جامی از بار دل چو چنگ شدی

این غزل جز نوای چنگ تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶ای که سلطان خیالت کرده در جان منزل است
  2. شمارهٔ ۸۷زآهم آتش به خانه افتاده ست
  3. شمارهٔ ۸۸تو را ز دوست بگویم حکایت بی پوست
  4. شمارهٔ ۸۹زهی به نسخ گل آورده خط بناگوشت
  5. شمارهٔ ۹۰مقام عارف عالی مقام بی وطنیست
  6. شمارهٔ ۹۱بستان ز شکوفه پر از انوار تجلی ست
  7. شمارهٔ ۹۲تا از گل تو سبزه برون آمدن گرفت
  8. شمارهٔ ۹۳پا نه به طرف باغ که گل زیر دست توست
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.