پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

آنچه در عشق توأم دمبدم است

رنج بر رنج و الم بر الم است

شاد باد از تو دل پر هوسان

گر من از غصه بمیرم چه غم است

نیست برمن ستم از تیغ تو زخم

می زنی بر دگران آن ستم است

گر کنی میل به دینار و درم

آنم از دولت عشقت چه کم است

دلم از داغ غمت پر دینار

جیبم از سیم مژه پر درم است

در حریم تو دل سخت بتان

زیر پا بیش زریگ حرم است

سر نپیچد ز سگانت جامی

خدمت اهل وفا مغتنم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸خانه دل خراب کرده توست
  2. شمارهٔ ۶۹لاله بین در بیستون چون غرق خون افتاده است
  3. شمارهٔ ۷۰مشکین خطی که روز رخش را شب آمده ست
  4. شمارهٔ ۷۱طره عنوان جمال تو چو جیم افتاده ست
  5. شمارهٔ ۷۲جانم از عشق تو در ورطه بیم افتاده ست
  6. شمارهٔ ۷۳ساقی بیا که قصر بقا در تزلزل است
  7. شمارهٔ ۷۴این همه خونخواریم زان نرگس خونخواره چیست
  8. شمارهٔ ۷۵بی تو شبم را اثر روز نیست
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.