پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

ای دو گیسوت شب قدر و برات

جان فدا کرده برات اهل نجات

یافت بر خاک درت جا سر من

نلت من بابک اعلی الدرجات

سبزه خط تو بالای لب است

برتر آمد ز شکر قدر نبات

بعد مرگم به وفا وعده دهی

می دهم جان به تمنای وفات

زخم تیغ تو دلم راست دوا

چون قلم می نکشم سر ز دوات

سر عرفان طلب از گرمروان

واقفان را چه وقوف ازعرفات

شعر جامی و سواد خط او

ظلمات است و در او آب حیات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴زهی عشق تو را بر کفرو دین پشت
  2. شمارهٔ ۵۵یا انیس القلوب فی الخلوات
  3. شمارهٔ ۵۶ما رند و عاشقیم و نظرباز و می پرست
  4. شمارهٔ ۵۷گنج جمالی و کاینات خرابت
  5. شمارهٔ ۵۸پیش ازان دم که قلم نقش کند حرف نخست
  6. شمارهٔ ۵۹گدای کوی خرابات پل برهنه چراست
  7. شمارهٔ ۶۰گفتم به قامتت ز کجی خوشتر است راست
  8. شمارهٔ ۶۱بی جمالت صوت مطرب مایه درد و غم است
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.