پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

گفتم به قامتت ز کجی خوشتر است راست

کرد ابرویت ز گوشه اشارت که این خطاست

مایل به ابروی تو شدم قد دلکشت

گفتا ز راست میل تو سوی کجی چراست

کج آن توست و راست هم ای شاه نیکوان

گر خاست فتنه ای ز کج و راست از تو خاست

گر دارد ابرویت کجی عین راستیست

با راستی قامت تو خود کجی کجاست

من نی کجم نه راست مرا هر صفت که هست

عاریتیست وان به حقیقت همه تو راست

پشت من از تخیل ابروی توست کج

طبع من از تصور بالای توست راست

جامی چو راستی و کجی جمله از تو دید

بهر تو خواست هر کجی و راستی که خواست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲چشم منی بر همه کس روشن است
  2. شمارهٔ ۶۳رخت روز طرب را بامداد است
  3. شمارهٔ ۶۴بیا که دل ز غمت خون و دیده پر خون است
  4. شمارهٔ ۶۵گوهر عشق تو را دل صدف است
  5. شمارهٔ ۶۶آنچه در عشق توأم دمبدم است
  6. شمارهٔ ۶۷دلم رابا کس آرامی نمانده ست
  7. شمارهٔ ۶۸خانه دل خراب کرده توست
  8. شمارهٔ ۶۹لاله بین در بیستون چون غرق خون افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.