پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

گرم رسد ز زنخدان تو هزار آسیب

زهی محال که دندان کنم چو سین زان سیب

ذقن بپوش چو بر من گذر کنی که مباد

ز برق آه من آن سیب را رسد آسیب

به زیب جامه چه حاجت تو را که می گیرد

قبای دلبری از قد جامه زیب تو زیب

عنان ناز به کف تا سواره بگذشتی

نماند عقل مرا پای در رکیب شکیب

نکرد میل به طوبی سرشکم از قد تو

اگر چه می رود آب از فراز سوی نشیب

نه ایمنند ز تو طایران سدره نشین

چنین که حلقه زلفت نهاد دام فریب

پس از لقای تو جامی همی رمد ز رقیب

چو کرد خو به فرشته خورد ز دیو نهیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲ای دو گیسوت شب قدر و برات
  2. شمارهٔ ۵۳ساقیا چند ذکر موت و حیات
  3. شمارهٔ ۵۴زهی عشق تو را بر کفرو دین پشت
  4. شمارهٔ ۵۵یا انیس القلوب فی الخلوات
  5. شمارهٔ ۵۶ما رند و عاشقیم و نظرباز و می پرست
  6. شمارهٔ ۵۷گنج جمالی و کاینات خرابت
  7. شمارهٔ ۵۸پیش ازان دم که قلم نقش کند حرف نخست
  8. شمارهٔ ۵۹گدای کوی خرابات پل برهنه چراست
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.