پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

خوش آن منزل که ماهی باشد آنجا

ز خیل حسن شاهی باشد آنجا

قبا گرددهزاران خرقه هر جای

که چون تو کج کلاهی باشد آنجا

به باغ ار بگذری سرو خرامان

کم از شاخ گیاهی باشد آنجا

برآن لب چون کند دل دعوی خون

زهر چشمم گواهی باشدآنجا

به کنج عاشقان آ کزتر و خشک

همین اشکی و آهی باشد آنجا

ز راه جاه و حشمت پا برون نه

که درهر گام چاهی باشد آنجا

گرانی برنتابد کویت آن به

که جامی گاه گاهی باشد آنجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵ز چیست تفرقه مولوی ز جمع کتب
  2. شمارهٔ ۴۶بود پاک از رنگها بی شیشه نور آفتاب
  3. شمارهٔ ۴۷بده به رسم صبوح ای حریف جام شراب
  4. شمارهٔ ۴۸ابر تنک زند به زمین نرم نرم آب
  5. شمارهٔ ۴۹فی ایمن الزمان اتی احسن الکتاب
  6. شمارهٔ ۵۰گرم رسد ز زنخدان تو هزار آسیب
  7. شمارهٔ ۵۱عن وصفک ضاقت العبارات
  8. شمارهٔ ۵۲ای دو گیسوت شب قدر و برات
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.