پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

ای پریرخ مرو از خانه ما

رحم کن بر دل دیوانه ما

در غم عشق تو افسانه شدیم

بنشین گوش کن افسانه ما

ازمی عشق چو پیمانه پریم

لب بنه بر لب پیمانه ما

گنج حسنی چه طلسم انگیزیم

که شوی ساکن ویرانه ما

مست عشقیم و دهد ذوق دگر

بر رخت نعره مستانه ما

نور جستیم ز شمع رخ تو

آتش انداخت به کاشانه ما

دید جامی سوی خالت گفتی

کی به هر مرغ رسد دانه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹نهال قد تو آمد عصای پیری ما
  2. شمارهٔ ۴۰نکرده قید غزالی گره گشایی ما
  3. شمارهٔ ۴۱غم نیست کافتد از تن فرسوده سر جدا
  4. شمارهٔ ۴۲کجاست منزلت ای گنج دیریاب کجا
  5. شمارهٔ ۴۳خوش آن منزل که ماهی باشد آنجا
  6. شمارهٔ ۴۴مرا هر لحظه زخمی بر دل از پیکان او بادا
  7. شمارهٔ ۴۵ز چیست تفرقه مولوی ز جمع کتب
  8. شمارهٔ ۴۶بود پاک از رنگها بی شیشه نور آفتاب
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.