پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

کشته خنجر عشق است دل زنده ما

غرق جمعیت او وقت پراکنده ما

بخیه بر وصله پیوند کسان کم زده ایم

دست تجرید بود بخیه کش ژنده ما

گر بخندیم مکن عیب که چون غنچه بود

پرده پوش دل آغشته به خون خنده ما

نقش تقویم ازل زایچه طالع ماست

عطف دامان ابد دولت پاینده ما

چیست درگوش وی از ماه نو این حلقه زر

گر نه دولت عشق است فلک بنده ما

هست جوینده چو یابنده ندانیم چراست

درد نایاب نصیب دل جوینده ما

جامی آفاق پر است از رقم عشق و هنوز

هست ازین حرف خجل کلک سرافکنده ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸سرود مجلس درد است آه و ناله ما
  2. شمارهٔ ۳۹نهال قد تو آمد عصای پیری ما
  3. شمارهٔ ۴۰نکرده قید غزالی گره گشایی ما
  4. شمارهٔ ۴۱غم نیست کافتد از تن فرسوده سر جدا
  5. شمارهٔ ۴۲کجاست منزلت ای گنج دیریاب کجا
  6. شمارهٔ ۴۳خوش آن منزل که ماهی باشد آنجا
  7. شمارهٔ ۴۴مرا هر لحظه زخمی بر دل از پیکان او بادا
  8. شمارهٔ ۴۵ز چیست تفرقه مولوی ز جمع کتب
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.