پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

ما مرید راه عشقیم و جوانان پیر ما

التفات خاطر پیران بود تدبیر ما

زآب چشم ما کند زنجیر سازی باد آه

تا کشد سرو قدت را پای در زنجیر ما

«والضحی » باشد کنایت زان دوزخ «والشمس » نیز

در بیان حسن تو واضح بود تفسیر ما

خامه بشکستیم و لب بستیم از اسرار عشق

کان نه در تحریر ما گنجد نه در تقریر ما

تیر تو غمزه ست و تیر ما دعای نیم شب

تیر خود انداختی می کن حذر از تیر ما

گرز جیب گل نیاید نکهت پیراهنت

باد در گلگشت بستان خار دامنگیر ما

گربرآن در رفت تقصیری زما اینک رسید

اشک جامی تا بخواهد عذری از تقصیر ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷ای پریرخ مرو از خانه ما
  2. شمارهٔ ۳۸سرود مجلس درد است آه و ناله ما
  3. شمارهٔ ۳۹نهال قد تو آمد عصای پیری ما
  4. شمارهٔ ۴۰نکرده قید غزالی گره گشایی ما
  5. شمارهٔ ۴۱غم نیست کافتد از تن فرسوده سر جدا
  6. شمارهٔ ۴۲کجاست منزلت ای گنج دیریاب کجا
  7. شمارهٔ ۴۳خوش آن منزل که ماهی باشد آنجا
  8. شمارهٔ ۴۴مرا هر لحظه زخمی بر دل از پیکان او بادا
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.