پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

نشست اشک روان زنگ محنت از شب ما

نداد پرتو راحت طلوع کوکب ما

به نبض جستن ما ای طبیب دست میار

که سوخت رشته نبض از حرارت تب ما

سفید گشت چو پنبه ز گریه چشم و ز ضعف

به پنبه آب چکاند زمانه بر لب ما

نکرد در دلت ای ماه اثر اگر چه گذشت

ز نیلگون سپر چرخ تیر یا رب ما

چو خشت میل سر خم کنیم لیک نماند

جدا ز بزم تو یک خشتوار قالب ما

کجاست ساقی گلرخ که از رعونت زهد

شراب لعل بود داروی مجرب ما

ز جام مهر مگو جامیا و خم سپهر

که عار دارد از اینها علو مشرب ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴ای خاک ته کفش تو کحل بصر ما
  2. شمارهٔ ۳۵ما مرید راه عشقیم و جوانان پیر ما
  3. شمارهٔ ۳۶کشته خنجر عشق است دل زنده ما
  4. شمارهٔ ۳۷ای پریرخ مرو از خانه ما
  5. شمارهٔ ۳۸سرود مجلس درد است آه و ناله ما
  6. شمارهٔ ۳۹نهال قد تو آمد عصای پیری ما
  7. شمارهٔ ۴۰نکرده قید غزالی گره گشایی ما
  8. شمارهٔ ۴۱غم نیست کافتد از تن فرسوده سر جدا
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.