پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۶

ناله دردناک می آید

زین دل چاک چاک می آید

چون ننالد که هر دم از تو بر او

زخمهای هلاک می آید

می نهی پابه خاک و بوی خوشت

تا قیامت ز خاک می آید

از تن هر شهید در راهت

بانگ روحی فداک می آید

مرغ دل در شکنجه زلفت

دمبدم در طپاک می آید

به حریم در تو دزد خیال

شب به صد ترس و باک می آید

یار پاک است جامی و سخنت

از سر عشق پاک می آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۸شهید داغ تو فردا ز گل چو لاله برآید
  2. شمارهٔ ۲۱۹شب کجا رفتی که دور از روی تو خوابم نبرد
  3. شمارهٔ ۲۲۰چه جور ماند که برما مه صیام نکرد
  4. شمارهٔ ۲۲۱ز داغ هجر تو سوزم ز گشت باغ چه سود
  5. شمارهٔ ۲۲۲گرچه اندازد به شاخ سدره امیدم کمند
  6. شمارهٔ ۲۲۳گهی که بر سر زلفت شمال می‌گذرد
  7. شمارهٔ ۲۲۴گرچه از دل دیده رخت خود به موج خون برد
  8. شمارهٔ ۲۲۵سرکویت ز شور بیخودان میخانه را ماند
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.