پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

چه جور ماند که برما مه صیام نکرد

کدام عیش که بر عاشقان حرام نکرد

کدام سبزه امید را که خشک نساخت

کدام میوه مقصود را که خام نکرد

رمید نافه رام طرب نمی دانم

ز تار چنگ چرا مطربش زمام نکرد

مقلدند همه خاص و عام عارف نیست

جز آنکه کار به تقلید خاص و عام نکرد

صیام چیست ز جام وصال محرومی

خوشا کسی که درین ماه ترک جام نکرد

به چاشت روزه خود را به باده کرد افطار

حواله اش چو سفیهان به وقت شام نکرد

ز زیرکان نرسد اعتراض بر جامی

به مقتضای چنین صوم اگر قیام نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲گرچه اندازد به شاخ سدره امیدم کمند
  2. شمارهٔ ۲۲۳گهی که بر سر زلفت شمال می‌گذرد
  3. شمارهٔ ۲۲۴گرچه از دل دیده رخت خود به موج خون برد
  4. شمارهٔ ۲۲۵سرکویت ز شور بیخودان میخانه را ماند
  5. شمارهٔ ۲۲۶ساقیا عهد گل از ابر بهاران تازه شد
  6. شمارهٔ ۲۲۷پریرخا چو خیالت فسونگری گیرد
  7. شمارهٔ ۲۲۸اگر نه ساغر لعلت به کام خواهد شد
  8. شمارهٔ ۲۲۹صبا همدم بوی جانان رسید
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.