پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۱

گر سرم خاک گشت بر در تو

باد جانا سعادت سر تو

پست شد همچو سایه سرو بلند

پیش شمشاد سایه پرور تو

تن چون موی من بود جان را

یادگار از میان لاغر تو

سر زلفت به شهپر طاووس

می پراند مگس ز شکر تو

سادگی بین که آینه خود را

دارد اندر صفا برابر تو

ای بسا شب که خامه برد به روز

با خیال خط معنبر تو

جامی از جام جم نیارد یاد

گر خورد جرعه ای ز ساغر تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۳زینسان که خو گرفت دلم با وصال تو
  2. شمارهٔ ۸۰۴شاه خوبانی و ترکان خطا هندوی تو
  3. شمارهٔ ۸۰۵روی برتابی ز من هرگه که بینم سوی تو
  4. شمارهٔ ۸۰۶چون به مسجد بینمت ای قبله من روی تو
  5. شمارهٔ ۸۰۷من کیستم که چشم گشایم به روی تو
  6. شمارهٔ ۸۰۸گر به خطا کنم نگه یک سر مو به روی تو
  7. شمارهٔ ۸۰۹داری به جان من کمین ای من کمین هندوی تو
  8. شمارهٔ ۸۱۰ای دل و دیده هر دو خانه تو
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.