پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۰

ای دل و دیده هر دو خانه تو

سر من خاک آستانه تو

کاش بر من رسد نه بر توسن

دمبدم زخم تازیانه تو

همه تن گوش می شوم از شوق

هر کجا می رود فسانه تو

هر کسی خوش به گوشه طربی

من و غمهای بی کرانه تو

هر طرف ناوک از چه می فکنی

دل ما بس بود نشانه تو

بهر ناکشتنم بهانه مجوی

که مرا می کشد بهانه تو

جامیا بوی درد می آید

از غزلها عاشقانه تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۲زهی چشم جهان بین روشن از تو
  2. شمارهٔ ۸۱۳من برنخواهم داشت دل از مهر یاری همچو تو
  3. شمارهٔ ۸۱۴ای دل من صید دام زلف تو
  4. شمارهٔ ۸۱۵گر به پای سرو بخرامد قد رعنای او
  5. شمارهٔ ۸۱۶آن ترک نیم مست که جان شد خراب او
  6. شمارهٔ ۸۱۷غمزه ات کز سعی چشم است این همه بیداد او
  7. شمارهٔ ۸۱۸یارب از جانم ببر مهر مه رخسار او
  8. شمارهٔ ۸۱۹حبذا پیر مغان کز فیض جام پاک او
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.