پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۰

دلا کام از لبش با چشم تر جو

والا لم تجد ما کنت ترجو

پر است این چشم تر زان عارض و لب

کسی کم دیده زین پر آبتر جو

کشد یکبارگی پیش توام دل

اگر بنماییم یک بار گیسو

تو را موی از درازی تا میان است

خدا را این میان توست یا مو

تو را بس نیست در زلف آن همه چین

که چینی دیگر افکندی در ابرو

خط است آن یا فشاندی جعد مشکین

نشست از مشک گردی گرد آن رو

مگو جامی برو مهر بتان ورز

من این دانم مرا چیزی دگر گو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۲چون نیست بخت آنکه من یک دم شوم همراز تو
  2. شمارهٔ ۸۰۳زینسان که خو گرفت دلم با وصال تو
  3. شمارهٔ ۸۰۴شاه خوبانی و ترکان خطا هندوی تو
  4. شمارهٔ ۸۰۵روی برتابی ز من هرگه که بینم سوی تو
  5. شمارهٔ ۸۰۶چون به مسجد بینمت ای قبله من روی تو
  6. شمارهٔ ۸۰۷من کیستم که چشم گشایم به روی تو
  7. شمارهٔ ۸۰۸گر به خطا کنم نگه یک سر مو به روی تو
  8. شمارهٔ ۸۰۹داری به جان من کمین ای من کمین هندوی تو
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.