پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۶

چون به مسجد بینمت ای قبله من روی تو

پشت بر محراب خواهم روی در ابروی تو

در نمازم دل به سوی توست و رو در قبله گاه

وه چه خوش بودی اگر رو نیز بودی سوی تو

بر مسلمانان ببخشا و مبین هر سو که شد

صد صف طاعت خراب از غمزه جادوی تو

روی تو پیش نظر من جای دیگر در سجود

سر نمی یارم برآوردن ز شرم روی تو

گشته خلق از هر طرف مشغول تسبیح و دعا

من نهانی می کنم با خویش گفت و گوی تو

پست شد آهنگ قد قامت مؤذن را چو دید

شیوه قد بلند و قامت دلجوی تو

هر که را بینی به جایی روی طاعت بر زمین

جامی و رخساره زردی و خاک کوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۸گر به خطا کنم نگه یک سر مو به روی تو
  2. شمارهٔ ۸۰۹داری به جان من کمین ای من کمین هندوی تو
  3. شمارهٔ ۸۱۰ای دل و دیده هر دو خانه تو
  4. شمارهٔ ۸۱۱تو آن مهی که برد خجلت آفتاب از تو
  5. شمارهٔ ۸۱۲زهی چشم جهان بین روشن از تو
  6. شمارهٔ ۸۱۳من برنخواهم داشت دل از مهر یاری همچو تو
  7. شمارهٔ ۸۱۴ای دل من صید دام زلف تو
  8. شمارهٔ ۸۱۵گر به پای سرو بخرامد قد رعنای او
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.