پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹۸

شبی چون مه نمودی روی نیکو

برآمد نعره از انجم که ما هو

رمد آهو ز مردم با تک تیز

درین شیوه تو بگذشتی ز آهو

برت هست آیتی در لطف و رخ نیز

گه از برخوانم این آیت که از رو

سرشکم خواهد از زانو گذشتن

ز شوقت چند گریم سر به زانو

دو چشم تو عجایب جادوانند

ندیدم همچو آن دو هیچ جادو

همه صاحبدلان را ذوق کعبه

من بی دین و دل را ذوق آن کو

تنت در خرقه گر گم گشت جامی

چه شد کم گیر ازین پشمینه یک مو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۰دلا کام از لبش با چشم تر جو
  2. شمارهٔ ۸۰۱گر سرم خاک گشت بر در تو
  3. شمارهٔ ۸۰۲چون نیست بخت آنکه من یک دم شوم همراز تو
  4. شمارهٔ ۸۰۳زینسان که خو گرفت دلم با وصال تو
  5. شمارهٔ ۸۰۴شاه خوبانی و ترکان خطا هندوی تو
  6. شمارهٔ ۸۰۵روی برتابی ز من هرگه که بینم سوی تو
  7. شمارهٔ ۸۰۶چون به مسجد بینمت ای قبله من روی تو
  8. شمارهٔ ۸۰۷من کیستم که چشم گشایم به روی تو
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.