پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۰

هر جا که کنم خانه همخانه تو را یابم

هرگز نروم جایی کانجا نه تو را یابم

گر خواب کنم شب‌ها ور خانه روم تنها

در خواب تو را بینم در خانه تو را یابم

در بزم قدح نوشان در چشم وفا کوشان

معشوقه تو را دانم جانانه تو را یابم

در صحبت هر جمعی کافروخته شد شمعی

گرد سر او گردان، پروانه تو را یابم

گر جانب میخانه آیم پی پیمانه

در دستِ می‌آشامان پیمانه تو را یابم

از سر بکشم خرقه در بحر شوم غرقه

در هر صدفی پنهان دردانه تو را یابم

از خود بگسل جامی می‌زن درِ گمنامی

کاندر تتق وحدت بیگانه تو را یابم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۲نه نامه ای که در آنجا نشان نام تو یابم
  2. شمارهٔ ۶۵۳خواهم که دمی در قدم آن پسر افتم
  3. شمارهٔ ۶۵۴به کعبه رفتم و زانجا هوای کوی تو کردم
  4. شمارهٔ ۶۵۵خیالی بود یارب دوش یا در خواب می‌دیدم
  5. شمارهٔ ۶۵۶خاک آن در که چو کحل بصرش می دارم
  6. شمارهٔ ۶۵۷بسی سوزند ازان شمع دل افروزی که من دارم
  7. شمارهٔ ۶۵۸گرچه بر دل ز غم عشق تو باری دارم
  8. شمارهٔ ۶۵۹خوشم که رو به ملاقات یار خود دارم
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.