پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۲

نه نامه ای که در آنجا نشان نام تو یابم

نه رقعه ای که در آن خط مشکفام تو یابم

سلامت من دلخسته در سلام تو باشد

زهی سعادت اگر دولت سلام تو یابم

به هر رقم که گشایم نظر ز صفحه خاطر

همه سلام تو بینم همه پیام تو یابم

حجاب نامه و پیک از میانه رفت بدانسان

که در سلام تو خاصیت کلام تو یابم

چه دام بود که بر رخ نهادی از خط مشکین

که آهوان خطا را اسیر دام تو یابم

شمایلی که شنیدم به عمر خویش ز طوبی

همه معاینه در سرو خوش خرام تو یابم

ز شوق جام تو جامی همی نهم لقب خود

بدین وسیله مگر جرعه ای ز جام تو یابم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۴به کعبه رفتم و زانجا هوای کوی تو کردم
  2. شمارهٔ ۶۵۵خیالی بود یارب دوش یا در خواب می‌دیدم
  3. شمارهٔ ۶۵۶خاک آن در که چو کحل بصرش می دارم
  4. شمارهٔ ۶۵۷بسی سوزند ازان شمع دل افروزی که من دارم
  5. شمارهٔ ۶۵۸گرچه بر دل ز غم عشق تو باری دارم
  6. شمارهٔ ۶۵۹خوشم که رو به ملاقات یار خود دارم
  7. شمارهٔ ۶۶۰هر شبی کز ماه مهرافروز خود یاد آورم
  8. شمارهٔ ۶۶۱هر شب دم گرم از دل غمناک برآرم
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.