پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۴

به کعبه رفتم و زانجا هوای کوی تو کردم

جمال کعبه تماشا به یاد روی تو کردم

شعار کعبه چو دیدم سیاه دست تمنا

دراز جانب شعر سیاه موی تو کردم

چو حلقه در کعبه به صد نیاز گرفتم

دعای حلقه گیسوی مشکبوی تو کردم

نهاده خلق حرم سوی کعبه روی عبادت

من از میان همه روی دل به سوی تو کردم

مرا به هیچ مقامی نبود غیر تو گامی

طواف و سعی که کردم به جست و جوی تو کردم

به موقف عرفات ایستاده خلق دعاخوان

من از دعا لب خود بسته گفت و گوی تو کردم

فتاده اهل منی در پی منی و مقاصد

چو جامی از همه فارغ من آرزوی تو کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۶خاک آن در که چو کحل بصرش می دارم
  2. شمارهٔ ۶۵۷بسی سوزند ازان شمع دل افروزی که من دارم
  3. شمارهٔ ۶۵۸گرچه بر دل ز غم عشق تو باری دارم
  4. شمارهٔ ۶۵۹خوشم که رو به ملاقات یار خود دارم
  5. شمارهٔ ۶۶۰هر شبی کز ماه مهرافروز خود یاد آورم
  6. شمارهٔ ۶۶۱هر شب دم گرم از دل غمناک برآرم
  7. شمارهٔ ۶۶۲چو می دور ازان لعل میگون خورم
  8. شمارهٔ ۶۶۳دهی شراب که بر نغمه رباب خورم
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.