پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۲

چو می دور ازان لعل میگون خورم

حریفان می لعل و من خون خورم

شدم ناتوان از غمش وین زمان

خورم غم که دیگر غمش چون خورم

مده عشوه گو کز غمش بی خودم

من از باده مستم چه افیون خورم

حریفان کم می گرفتند و من

به یاد لبش هر دم افزون خورم

چه من سرخوش از جام عشقم چرا

می عشرت از خم گردون خورم

اگر مست لیلی شوم دور نیست

چو من باده از جام مجنون خورم

گل آمد به کف جام جامی چه عیب

که در پای گل جام گلگون خورم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۴وقت آن شد که ره دیر مغان برگیرم
  2. شمارهٔ ۶۶۵من دلخسته هر دم بهر آن نازک بدن میرم
  3. شمارهٔ ۶۶۶گهر کز وصف آن لبهای شکرخند می ریزم
  4. شمارهٔ ۶۶۷من ای ساقی نه آنم کز می گلرنگ بگریزم
  5. شمارهٔ ۶۶۸نام آن ماه ندانم ز که نامش پرسم
  6. شمارهٔ ۶۶۹بس که درد سر ز فریاد و فغان خود کشم
  7. شمارهٔ ۶۷۰شبها که داغ فرقت آن ماه می کشم
  8. شمارهٔ ۶۷۱ما نه آن قومیم کز بار کسی گردن کشیم
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.