پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۷

چو ترک سرکش من پای در رکاب کند

کرشمه بر مه و جولان بر آفتاب کند

فراز خانه زین جا نکرده گرم هنوز

هزار خانه صبر و خرد خراب کند

چگونه لذت تیغش چشم که در دم قتل

ز حلق تشنه گذر تیزتر ز آب کند

من از تصور نادیدنش همی میرم

نعوذ بالله اگر روی در نقاب کند

خراب عشوه آن تندخوی بدکیشم

که گاه عشوه و گه ناز و گه عتاب کند

به باده بهر حریفان چو مجلس آراید

نخست ز آتش غیرت دلم کباب کند

اگر به مرتبه جامی به شیخ جام رسد

کجا به دور لبش توبه از شراب کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۹فرخنده عیدی کان جوان از پشت زین جولان کند
  2. شمارهٔ ۳۰۰تا کی آن شوخ مرا بیند و نادیده کند
  3. شمارهٔ ۳۰۱بی تو عاشق چو نظر در قدح لاله کند
  4. شمارهٔ ۳۰۲فردا که دوست کشته خود را ندا کند
  5. شمارهٔ ۳۰۳حادی که بهر ناقه سلمی حدا کند
  6. شمارهٔ ۳۰۴جان از آن لب‌ها حکایت می‌کند
  7. شمارهٔ ۳۰۵آن مه به جانب سفر آهنگ می‌کند
  8. شمارهٔ ۳۰۶دل به چنگ غمت آهنگ سرودی نکند
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.