پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۲

شبی به سوی تو از دیده پای خواهم کرد

بر آستان تو دزدیده جای خواهم کرد

به رسم سجده جبین را به خاک مقدم تو

برای دیده خود سرمه سای خواهم کرد

درین سرا به غمت خو گرفته ام بفرست

غمی که زاد ره آن سرای خواهم کرد

به هر طرف که روی در قفای محمل تو

به ناله هم نفسی با درای خواهم کرد

فزود محنتم از دل به داغ فرقت تو

سزای این دل محنت فزای خواهم کرد

به بنده بوسی ازان لب حواله کن ور نی

حواله لب تو با خدای خواهم کرد

درآ به میکده جامی که حل مشکل عشق

به جام باده مشکل گشای خواهم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۴پیش ازان روز که این طاق مقرنس کردند
  2. شمارهٔ ۲۹۵بگذشت یار و سوی اسیران نظر نکرد
  3. شمارهٔ ۲۹۶وه که آن سلطان به مظلومان نگاهی هم نکرد
  4. شمارهٔ ۲۹۷چو ترک سرکش من پای در رکاب کند
  5. شمارهٔ ۲۹۸هر شبی آهم حریم سدره را روشن کند
  6. شمارهٔ ۲۹۹فرخنده عیدی کان جوان از پشت زین جولان کند
  7. شمارهٔ ۳۰۰تا کی آن شوخ مرا بیند و نادیده کند
  8. شمارهٔ ۳۰۱بی تو عاشق چو نظر در قدح لاله کند
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.