پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۵

از مهر ما متاب رخ ای ترک ماهروی

بنما ز روی مهر چو مه گاه گاه روی

از مهر و ماه با تو چه گویم چو بینمت

هم ماه مهر عارض و هم مهر ماه روی

هر جا سواره ای مه بی مهر بگذری

مالند ماه و مهر بر آن خاک راه روی

گر بی نقاب رخ بنمایی چو ماه و مهر

گردند ماه و مهر ز خجلت سیاه روی

رویت بر اوج حسن مه و مهر دیگر است

خواهی به نام مهر و مهش خوان و خواه روی

از مهر و ماه روی تو بس آه می کشم

شد ماه و مهر را سیه از دود آه روی

جامی که شد ز مهر تو چون ماه نو متاب

ای ماه مهرطلعت ازو بی گناه روی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰۷نازنینا ز نیاز شبم آگاه تویی
  2. شمارهٔ ۱۰۰۸با چنین قامت و بالا که تویی
  3. شمارهٔ ۱۰۰۹این چنین خوب و نازنین که تویی
  4. شمارهٔ ۱۰۱۰بس که در جان فگار و چشم بیدارم تویی
  5. شمارهٔ ۱۰۱۱ای صبا گر یاد مهجوران ناشادش دهی
  6. شمارهٔ ۱۰۱۲اغیار را مدام می از جام زر دهی
  7. شمارهٔ ۱۰۱۳ای عمر گرانمایه و ای جان گرامی
  8. شمارهٔ ۱۰۱۴هر قطره می لعل که ریزد به زمینی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.