پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۸

با چنین قامت و بالا که تویی

کیست سرو چمن آنجا که تویی

به دمی زنده کنی صد مرده

عیسی امروز همانا که تویی

چند گویی که بگو جان تو کیست

به خدا ای بت رعنا که تویی

چون توانیم که عاشق نشویم

با چنین صورت زیبا که تویی

جامیا شهره شوی زود به عشق

این چنین واله و شیدا که تویی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۰بس که در جان فگار و چشم بیدارم تویی
  2. شمارهٔ ۱۰۱۱ای صبا گر یاد مهجوران ناشادش دهی
  3. شمارهٔ ۱۰۱۲اغیار را مدام می از جام زر دهی
  4. شمارهٔ ۱۰۱۳ای عمر گرانمایه و ای جان گرامی
  5. شمارهٔ ۱۰۱۴هر قطره می لعل که ریزد به زمینی
  6. شمارهٔ ۱۰۱۵هر زمان از دور رخ بنمایی و پنهان شوی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.