پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۲

اغیار را مدام می از جام زر دهی

چون دور ما رسد همه خون جگر دهی

جانم ز شوق سوخت چه باشد اگر گهی

بویی ز پیرهن به نسیم سحر دهی

ای باد اگر کنی سوی آن آستان گذر

از من هزار بوسه بر آن خاک در دهی

ور در حریم حرمت او بار باشدت

از حال خستگان فراقش خبر دهی

بیماری مرا نتواند کسی علاج

خیز ای طبیب چند مرا درد سر دهی

ساقی شتاب کن که بود محنت فراق

گردد فرامش ار دو سه جام دگر دهی

جامی به جان رسید ز غم کاش ای اجل

از جام مرگ شربت او زودتر دهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۴هر قطره می لعل که ریزد به زمینی
  2. شمارهٔ ۱۰۱۵هر زمان از دور رخ بنمایی و پنهان شوی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.